آب مهمترین نهاده تولید در کشاورزی و از ارزشمندترین منابع طبیعی هر کشور است. در دهههای گذشته، تغییرات اقلیمی، افزایش رشد جمعیت، توسعه کشاورزی و برداشت بیرویه از منابع آب، مشکلات زیادی برای تامین آب شیرین جهان ایجاد کرده است. متاسفانه کمبود آب دیگر محدود به مناطق خشک و بیابانی نیست، بلکه از مهمترین چالشهای جهانی برای امنیت غذایی و توسعه پایدار و حفاظت از محیطزیست است.
گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) نشان میدهد که حدود ۷۰ درصد برداشت آب شیرین در سطح جهان به بخش کشاورزی اختصاص دارد و متاسفانه این سهم در برخی از کشورهای خشک و نیمهخشک حتی به بیش از ۹۰ درصد نیز رسیده است. در این شرایط بحرانی، مدیریت صحیح منابع آب فقط محدود به افزایش راندمان آبیاری نیست، بلکه باید شناخت دقیقی از نحوه مصرف آب در کل زنجیره تولید محصولات کشاورزی صورت بگیرد.
تاریخچه آب مجازی و ردپای آب
در اوایل دهه ۱۹۹۰، آب مجازی نخستین بار توسط تونی آلن جغرافیدان و پژوهشگر بریتانیایی مطرح شد. هدف او پاسخ به این پرسش بود که کشورهای دارای کمبود آب، بهویژه در خاورمیانه، چگونه بدون درگیر شدن در بحرانهای شدید آب یا جنگ بر سر منابع آبی، توانستهاند نیاز غذایی خود را تأمین کنند. پاسخ او این بود که این کشورها بخش زیادی از محصولات غذایی خود را از سایر کشورها وارد کرده و در واقع آب مورد نیاز برای تولید این محصولات نیز از خارج وارد شده است. اگرچه این آب به صورت فیزیکی منتقل نشده و در قالب محصولات کشاورزی جابهجا شده است. به همین دلیل، آلن این آب را «آب مجازی» نامید.
از دیدگاه آلن، تجارت هر محصول کشاورزی نوعی تجارت آب نیز محسوب میشود. برای مثال، اگر کشوری به جای تولید داخلی گندم، آن را وارد کند، در عمل از مصرف مقادیر قابلتوجهی آب داخلی جلوگیری کرده است. این دیدگاه، نگاه جدیدی به رابطه میان تجارت جهانی و مدیریت منابع آب ایجاد کرد و بعدها مبنای بسیاری از پژوهشهای مرتبط با تجارت آب مجازی قرار گرفت.
تقریبا یک دهه بعد، آرین هوکسترا مفهوم ردپای آب را ارائه کرد. به نظر او، دانستن حجم کل آب مصرفشده برای تولید یک محصول کافی نیست؛ از این نظر که کلیه منابع آبی، ارزش و پیامدهای زیستمحیطی یکسانی ندارند. به همین دلیل، برای چارچوب ردپای آب، علاوه بر مقدار آب که در آب مجازی مدنظر است، نوع منبع و محل مصرف، کیفیت آب و آثار زیستمحیطی را نیز در نظر گرفت. با این تعریف، ردپای آب به یکی از مهمترین ابزارهای ارزیابی پایداری مصرف آب در جهان تبدیل شد.
طی چند سال گذشته در مطالعات مدیریت منابع آب، برنامهریزی کشاورزی، تجارت محصولات کشاورزی، ارزیابی چرخه عمر محصولات، مسئولیتپذیری زیستمحیطی شرکتها و حتی تدوین سیاستهای توسعه پایدار دو مفهوم آب مجازی و ردپای آب مورد استفاده قرار میگیرند. با وجود این، درباره کاربردهای واقعی آنها نیز گاهی برداشتهای نادرستی وجود دارد. برای مثال، برخی تصور میکنند محاسبه آب مجازی موجب صرفهجویی در مصرف آب میشود یا ردپای آب نسخهای دقیقتر از آب مجازی است؛ در حالی که چنین برداشتهایی از نظر علمی دقیق نیست.
آب مجازی چیست؟
به حجم کل آب شیرینی که بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای تولید یک محصول کشاورزی مصرف شده، آب مجازی یا Virtual water گفته میشود. این آب برای تولید محصول نهایی ضروری است اما وجود فیزیکی ندارد. به بیان ساده، آب مجازی نشان میدهد که برای تولید یک محصول، چه مقدار آب مصرف شده است.
مثال: زمانی که گفته میشود تولید یک کیلوگرم گندم به طور متوسط حدود ۱۳۰۰ لیتر آب نیاز دارد، منظور این نیست که این مقدار آب در دانههای گندم وجود دارد، بلکه مجموع آبی است که در طول فرآیند تولید آن مصرف شده است. به همین ترتیب، تولید یک کیلوگرم گوشت گاو به چندین برابر این مقدار آب نیاز دارد، زیرا علاوه بر آب مصرفشده توسط دام، حجم زیادی آب نیز برای تولید خوراک دام مصرف میشود.
آب مجازی در اصل یک شاخص توصیفی است، یعنی فقط میزان آب مصرفشده را نشان میدهد و راهکاری برای کاهش مصرف آب ارائه نمیدهد. این شاخص همچنین تفاوتی میان منابع مختلف آب قائل نمیشود؛ برای مثال، مشخص نمیکند آب مصرفشده از بارندگی تأمین شده یا از آبهای زیرزمینی، و نیز بیان نمیکند که مصرف این آب چه پیامدی برای محیطزیست داشته است. همین محدودیتها زمینه را برای توسعه مفهوم جامعتر یعنی “ردپای آب” یا Water footprint فراهم کرد.
ردپای آب چیست؟
مفهوم ردپای آب یک گام فراتر از آب مجازی است. در ردپای آب چند سوال مطرح است:
- این آب از چه منبعی تأمین شده و در کجا مصرف میشود؟
- آیا مصرف آن به منابع آب منطقه آسیب وارد کرده و آیا در فرآیند تولید، کیفیت آب نیز تحت تأثیر قرار گرفته است؟
نکته این است که در مفهوم ردپای آب تنها به مقدار آب مصرفشده توجه نمیشود و تلاش این است که تصویری بسیار جامعتر از نحوه استفاده از منابع آبی و پیامدهای آن ارائه شود. از این رو، طی دهه اخیر بسیاری از محققان، ردپای آب را نسخه تکاملیافته مفهوم آب مجازی میدانند. مدیریت حوضههای آبریز، برنامهریزی منابع آب، ارزیابی پایداری کشاورزی، تحلیل چرخه عمر محصولات و گزارشهای پایداری شرکتهای بزرگ موارد مهمی است که در بحث ردپای آب اهمیت ویژهای دارند.
مثال برای ردپای آب: فرض کنید دو کشاورز هر کدام یک تن گندم تولید کردهاند و برای هر دو محصول حدود ۱۳۰۰ مترمکعب آب مصرف شده است. آیا میتوان نتیجه گرفت که وضعیت این دو مزرعه یکسان است؟
پاسخ منفی است. اگر کشاورز اول محصول خود را در منطقهای پرباران و عمدتاً با استفاده از بارندگی تولید کرده باشد، فشار چندانی بر منابع آب وارد نکرده است. اما اگر کشاورز دوم همان مقدار گندم را در منطقهای خشک و با برداشت مداوم از آبهای زیرزمینی تولید کرده باشد، هرچند حجم آب مصرفی یکسان است، اما پیامدهای زیستمحیطی این دو شیوه تولید کاملاً متفاوت خواهد بود. اینجاست که ردپای آب اهمیت پیدا میکند.

سه مؤلفه اصلی ردپای آب
از مهمترین نکات ردپای آب، تقسیم آب مصرفی به سه بخش مجزا است. این تقسیمبندی کمک میکند منشأ آب مصرفی و اثرات آن بر محیطزیست بهتر شناخته شود.
- ردپای آب آبی (Blue Water Footprint)
ردپای آب آبی به میزان آبهای سطحی و زیرزمینی گفته میشود که در فرآیند تولید، مصرف شده و به همان منبع بازنگشتهاند.
این بخش عمدتاً شامل آبی است که از سدها، چاهها، رودخانهها یا کانالهای آبیاری برداشت میشود.
- ردپای آب سبز (Green Water Footprint)
آب باران ذخیرهشده در خاک را ردپای آب سبز میگویند که گیاه در طول رشد خود از آن استفاده میکند. در کشاورزی دیم، تقریباً تمام آب مصرفی از نوع آب سبز است. از آنجا که این آب از بارندگی تأمین میشود و معمولاً نیاز به برداشت از منابع آب سطحی یا زیرزمینی ندارد، در بسیاری از مناطق، استفاده از آب سبز فشار کمتری بر منابع آب وارد میکند. البته این به معنای بیاهمیت بودن آن نیست؛ زیرا آب سبز نیز بخشی از چرخه طبیعی آب است و باید بهدرستی مدیریت شود.
- ردپای آب خاکستری (Grey Water Footprint)
سومین مؤلفه، ردپای آب خاکستری است. این شاخص به مصرف واقعی آب اشاره ندارد، بلکه نشاندهنده پیامدهای آلودگی آب است. به بیان ساده، ردپای آب خاکستری بیان میکند که برای رقیق کردن آلایندههایی مانند کودهای شیمیایی، نیتراتها، فسفاتها یا بقایای سموم کشاورزی تا رسیدن به استانداردهای قابل قبول کیفیت آب، چه مقدار آب شیرین لازم است. بنابراین، هرچه آلودگی ناشی از فعالیتهای کشاورزی بیشتر باشد، ردپای آب خاکستری نیز افزایش مییابد.
به همین دلیل، ردپای آب تنها درباره کمیت آب نیست، بلکه کیفیت آب را نیز وارد محاسبات میکند؛ ویژگی مهمی که در مفهوم آب مجازی وجود ندارد.
چند تفاوت آب مجازی یا ردپای آب؟؟!!
- مهمترین و اولین تفاوت بین آب مجازی با ردپای آب، هدف از توسعه این دو مفهوم است:
تونی آلن مفهوم آب مجازی را معرفی کرد تا دغدغه اصلی او یعنی تجارت و امنیت غذایی موردتوجه قرار بگیرد. او میخواست نشان دهد که کشورهایی با منابع آب محدود میتوانند به جای مصرف آب داخلی برای تولید محصولات پرآببر، این محصولات را وارد کنند و از این طریق فشار بر منابع آب خود را کاهش دهند، بنابراین، آب مجازی از ابتدا بیشتر یک ابزار تحلیلی برای سیاستگذاری در تجارت محصولات کشاورزی بود.
در مقابل، هدف آرین هوکسترا از توسعه ردپای آب، ارزیابی پایداری مصرف آب بود. او تلاش کرد چارچوبی ارائه دهد که بتواند نشان دهد مصرف آب در یک منطقه تا چه اندازه با ظرفیت منابع آب آن منطقه سازگار است و چه پیامدهایی برای محیطزیست دارد. به بیان دیگر، آب مجازی بیشتر به جریان آب در تجارت توجه دارد، در حالی که ردپای آب بر پایداری مصرف آب در محل تولید تمرکز میکند.
نکته: آب مجازی نشان میدهد که در عمل حجم زیادی از آب مورد نیاز برای تولید محصولات پرآببر از خارج کشور تأمین میشود؛ برای مثال، واردات گندم توسط یک کشور کمآب، از دیدگاه آب مجازی به معنای واردات میلیونها مترمکعب آب نهفته در آن محصول است. این ایده تأثیر زیادی بر ادبیات علمی مدیریت آب گذاشت و هنوز هم در تحلیل تجارت جهانی محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که سیاستهای تجاری هرگز تنها بر پایه آب اتخاذ نمیشوند. در عمل، عواملی مانند امنیت غذایی، قیمت جهانی محصولات، اشتغال بخش کشاورزی، درآمد کشاورزان، سیاستهای حمایتی دولت، روابط سیاسی و مزیت نسبی تولید نقش تعیینکنندهتری دارن. به همین دلیل، امروزه بیشتر پژوهشگران معتقدند که آب مجازی باید یکی از معیارهای تصمیمگیری باشد، نه تنها معیار آن.
- تفاوت دوم: نوع اطلاعاتی که ارائه میکنند:
آب مجازی معمولاً تنها یک عدد ارائه میکند؛ برای مثال: تولید یک کیلوگرم گندم به حدود ۱۳۰۰ لیتر آب نیاز دارد.
این عدد ساده و قابل فهم است و برای مقایسه اولیه محصولات یا توضیح مفهوم «آب پنهان» بسیار مفید است. اما ردپای آب همین عدد را به اطلاعات دقیقتری تبدیل میکند. برای همان محصول مشخص میکند: چه مقدار از این آب از بارندگی تأمین شده است؛ چه مقدار از منابع آب سطحی یا زیرزمینی برداشت شده است؛ و چه مقدار آب برای کاهش اثرات آلودگی ناشی از تولید مورد نیاز بوده است. در نتیجه، ردپای آب تصویری بسیار کاملتر از نحوه استفاده از منابع آب ارائه میدهد.
- تفاوت سوم: توجه به شرایط محلی
یکی از مهمترین محدودیتهای آب مجازی این است که محل مصرف آب را در نظر نمیگیرد. برای مثال، اگر در دو کشور مختلف برای تولید یک تن گندم، تقریباً مقدار یکسانی آب مصرف شده باشد، تصور این است که وضعیت هر دو کشور از نظر میزان منابع مشابه است اما واقعیت کاملاً متفاوت است. ممکن است یکی از این کشورها منابع آب فراوان، بارندگی مناسب و رودخانههای دائمی داشته باشد، در حالی که کشور دیگر با خشکسالی، افت شدید آبهای زیرزمینی و تنش آبی روبهرو باشد. بدیهی است که مصرف یک مترمکعب آب در این دو منطقه، از نظر ارزش و پیامدهای زیستمحیطی یکسان نیست. ردپای آب دقیقاً برای نشان دادن همین تفاوت طراحی شده است. این چارچوب، مصرف آب را به یک حوضه آبریز یا منطقه جغرافیایی مشخص مرتبط میکند و امکان ارزیابی اثرات واقعی آن را فراهم میسازد.
- تفاوت چهارم: توجه به کیفیت آب
در مفهوم آب مجازی، کیفیت آب جایگاهی ندارد. فرقی نمیکند در فرآیند تولید، هیچ آلودگی ایجاد شده باشد یا حجم زیادی از کودها و سموم وارد منابع آب شده باشند؛ در هر دو حالت، آب مجازی تنها مقدار آب مصرفی را نشان میدهد. اما ردپای آب، با استفاده از مؤلفه آب خاکستری، اثرات آلودگی را نیز وارد محاسبات میکند.
این ویژگی بهویژه در کشاورزی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا استفاده بیرویه از کودهای شیمیایی و آفتکشها میتواند کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی را کاهش دهد و هزینههای زیستمحیطی قابل توجهی ایجاد کند.
- تفاوت پنجم: کاربرد در پژوهش و سیاستگذاری
در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، بسیاری از مطالعات علمی بر مفهوم آب مجازی تمرکز داشتند. اما با توسعه چارچوب ردپای آب، بهتدریج بیشتر پژوهشگران از این روش استفاده کردند.
امروزه در حوزههایی مانند ارزیابی پایداری کشاورزی، مدیریت حوضههای آبریز، تحلیل چرخه عمر محصولات (LCA)، گزارشهای پایداری شرکتها و استانداردهای بینالمللی مانند ISO 14046، بیشتر از مفهوم ردپای آب استفاده میشود.
با این حال، آب مجازی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است؛ زیرا مفهومی ساده، قابل فهم و مناسب برای آموزش، ارتباط با افکار عمومی و تحلیلهای کلان تجارت محصولات کشاورزی است.

آیا ردپای آب جایگزین آب مجازی شده است؟
خیر. ردپای آب را نباید رقیب آب مجازی دانست، بلکه باید آن را توسعه و تکامل همان ایده اولیه در نظر گرفت.
به بیان ساده، اگر هدف تنها دانستن میزان آب مصرفشده برای تولید یک محصول باشد، مفهوم آب مجازی کافی است.
اما اگر بخواهیم بدانیم:
- این آب از کجا آمده است،
- چه فشاری بر منابع آب وارد کرده است،
- آیا موجب آلودگی شده است،
- و آیا این شیوه تولید از نظر زیستمحیطی پایدار است،
باید از چارچوب ردپای آب استفاده کنیم.
به همین دلیل، امروزه بسیاری از متخصصان معتقدند این دو مفهوم مکمل یکدیگر هستند، نه جایگزین هم. آب مجازی به ما کمک میکند «آب پنهان» در تولید و تجارت را ببینیم، در حالی که ردپای آب نشان میدهد این مصرف آب چه پیامدهایی برای منابع آب و محیطزیست دارد.
کاربردهای ردپای آب در کشاورزی
- شناخت واقعی میزان مصرف آب محصولات کشاورزی
بدیهیترین کاربرد ردپای آب آشکار کردن آب پنهان در تولید محصولات کشاورزی است، البته که آب مجازی نیز این کاربرد را دارد اما ردپای آب بررسی دقیقتری دارد.
امروزه میدانیم که تولید هر محصول نتیجه مصرف از منابع آب متعدد در طول یک دوره رشد است. از این رو، برای مقایسه محصولات مختلف یا روشهای مختلف تولید، باید کل آب مصرفشده محاسبه شود: برای مثال، اگر تنها به حجم آب آبیاری دقت کنیم، ممکن است تصور شود دو مزرعه عملکرد مشابهی دارند؛ اما محاسبه ردپای آب نشان میدهد که یکی از آنها بخش زیادی از نیاز آبی خود را از بارندگی تأمین کرده، در حالی که دیگری به برداشت گسترده از آبهای زیرزمینی وابسته بوده است.
- ارزیابی بهرهوری مصرف آب
فرض کنید دو مزرعه، هر دو یک تن ذرت تولید میکنند، اما مزرعه اول برای این مقدار محصول ۱۲۰۰ مترمکعب آب و مزرعه دوم ۱۸۰۰ مترمکعب آب مصرف کرده است. این اختلاف نشان میدهد که بین دو مزرعه از نظر مدیریت آب، عملکرد محصول، روش آبیاری، کیفیت خاک یا شرایط اقلیمی تفاوتهایی وجود دارد. در چنین شرایطی، ردپای آب میتواند به شناسایی نقاط ضعف و تعیین اولویتهای بهبود کمک کند. البته باید تأکید کرد که اندازهگیری بهرهوری با افزایش بهرهوری تفاوت دارد: ردپای آب صرفاً مشخص میکند که مشکل کجاست؛ اما رفع آن نیازمند اقداماتی مانند بهبود روشهای آبیاری، استفاده از ارقام مقاوم به خشکی، مدیریت بهتر خاک، اصلاح زمان کشت و آموزش بهرهبرداران است. بنابراین، ردپای آب یک ابزار تشخیصی است، نه یک راهکار اجرایی.
- مدیریت آبیاری و برنامهریزی مصرف آب
ردپای آب، سهم آب آبی و آب سبز را بهطور جداگانه محاسبه میکند، پس میتواند در مدیریت آبیاری نیز کاربرد داشته باشد. مثلا، اگر مشخص شود بخش عمده نیاز آبی یک محصول از بارندگی تأمین میشود، برنامه آبیاری میتواند به گونهای تنظیم شود که از این ظرفیت طبیعی بیشترین استفاده را ببرد. این اطلاعات همچنین در طراحی سامانههای آبیاری، زمانبندی آبیاری و مدیریت کمآبیاری (Deficit Irrigation) نیز کاربرد دارد.
- شناسایی نقاط بحرانی مصرف آب
از مزیتهای ردپای آب نسبت به آب مجازی، ارتباط دادن مصرف آب با محل وقوع آن است. همه منابع آب وضعیت یکسانی ندارند. برداشت هزار مترمکعب آب از یک حوضه پرآب، الزاماً همان اثری را ندارد که برداشت همین مقدار آب از یک آبخوان در آستانه فرونشست زمین دارد. بنابراین ردپای آب این امکان را فراهم میکند که مصرف آب هر محصول با شرایط همان حوضه آبریز یا آبخوان مقایسه شود. به همین دلیل، امروزه در بسیاری از مطالعات مدیریت منابع آب، از ردپای آب برای شناسایی نقاط بحرانی یا Hotspots استفاده میشود؛ مناطقی که فشار بر منابع آب در آنها از ظرفیت طبیعی فراتر رفته است. این اطلاعات میتواند مبنای تصمیمگیری برای اصلاح الگوی تخصیص آب، تعیین اولویتهای سرمایهگذاری و تدوین برنامههای حفاظتی باشد.
برداشتهای نادرست رایج درباره آب مجازی و ردپای آب
برداشت نادرست اول: آب مجازی باعث صرفهجویی در مصرف آب میشود.
این شاید رایجترین برداشت نادرست درباره آب مجازی باشد. در واقع، آب مجازی هیچ آبی را ذخیره نمیکند و مصرف آب را کاهش نمیدهد. آب مجازی تنها نشان میدهد که برای تولید یک محصول چه مقدار آب مصرف شده است.
برداشت نادرست دوم: ردپای آب همان آب مجازی است.
اگرچه این دو مفهوم ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما یکسان نیستند. همانطور که در بخشهای قبلی گفته شده، آب مجازی تنها حجم آب مصرفشده را نشان میدهد، اما ردپای آب علاوه بر حجم آب، اطلاعات بسیار مهم دیگری مانند منبع تأمین آب، محل مصرف آب، کیفیت آب، میزان فشار واردشده بر منابع آب و پیامدهای زیستمحیطی مصرف آب ارائه میدهد. به همین دلیل، ردپای آب صرفاً نسخه دقیقتر آب مجازی نیست، بلکه چارچوبی کاملتر برای ارزیابی مصرف آب محسوب میشود.
برداشت نادرست سوم: محصولی که آب مجازی بیشتری دارد، همیشه نامناسبتر است.
در نگاه اول، ممکن است چنین نتیجهای منطقی به نظر برسد؛ اما واقعیت پیچیدهتر است؛ فرض کنید دو منطقه هر کدام محصولی با آب مجازی نسبتاً بالا تولید میکنند. در منطقه نخست، بیشتر آب موردنیاز از بارندگی طبیعی تأمین میشود. در منطقه دوم، همان محصول با برداشت گسترده از آبهای زیرزمینی تولید میشود. اگر فقط به آب مجازی توجه کنیم، هر دو محصول وضعیت مشابهی دارند. اما از دیدگاه ردپای آب، شرایط کاملاً متفاوت است. در منطقه نخست، ممکن است تولید محصول فشار اندکی بر منابع آب وارد کند، در حالی که در منطقه دوم همان محصول میتواند موجب افت سطح آبخوان، افزایش هزینه پمپاژ، فرونشست زمین و کاهش پایداری منابع آب شود. بنابراین، زیاد بودن آب مجازی یک محصول، بهتنهایی معیار مناسبی برای قضاوت درباره مطلوب یا نامطلوب بودن آن نیست.
برداشت نادرست چهارم: کشورهای کمآب باید همه محصولات پرآببر را وارد کنند.
این برداشت نیز یکی از سادهسازیهای رایج مفهوم آب مجازی است. از نظر نظری، واردات برخی محصولات پرآببر میتواند فشار بر منابع آب داخلی را کاهش دهد، اما در عمل، تصمیمگیری درباره واردات یا تولید داخلی تنها به میزان مصرف آب وابسته نیست.
هر کشور باید همزمان به عوامل متعددی توجه کند، از جمله امنیت غذایی؛ اشتغال کشاورزان؛ درآمد تولیدکنندگان؛ قیمت جهانی محصولات؛ وابستگی به واردات؛ مزیت نسبی تولید و ملاحظات سیاسی و اقتصادی. به همین دلیل، بیشتر اقتصاددانان منابع طبیعی معتقدند آب مجازی باید یکی از معیارهای تصمیمگیری باشد، نه تنها معیار آن.
برداشت نادرست پنجم: ردپای آب شاخصی کاملاً بدون نقص است.
برخلاف تصور برخی افراد، ردپای آب نیز محدودیتهای خود را دارد. محاسبه دقیق آن نیازمند دادههای فراوان درباره اقلیم، خاک، عملکرد محصول، مدیریت مزرعه، منابع آب و کیفیت آب است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، چنین دادههایی بهطور کامل در دسترس نیست. از سوی دیگر، محاسبه مؤلفه آب خاکستری به استانداردهای کیفیت آب و فرضیات مربوط به ظرفیت خودپالایی منابع آب وابسته است؛ بنابراین ممکن است نتایج مطالعات مختلف تا حدی با یکدیگر تفاوت داشته باشند. به همین دلیل، پژوهشگران همواره تأکید میکنند که نتایج مطالعات ردپای آب باید با شناخت شرایط محلی و سایر شاخصهای مدیریت منابع آب تفسیر شوند.
مهمترین نکتهای که باید به خاطر سپرد: شاید بتوان تمام برداشتهای نادرست بالا را در یک جمله خلاصه کرد:
آب مجازی و ردپای آب ابزار تصمیمسازی هستند، نه ابزار حل مسئله
آنها به ما کمک میکنند بهتر ببینیم، بهتر مقایسه کنیم و آگاهانهتر تصمیم بگیریم؛ اما بهتنهایی نه آب را ذخیره میکنند، نه بهرهوری را افزایش میدهند و نه بحران کمآبی را برطرف میکنند. راهحل واقعی در مدیریت صحیح، سیاستگذاری علمی، فناوریهای مناسب، آموزش بهرهبرداران و حفاظت از منابع آب نهفته است.
اگر هدف این باشد که بدانیم برای تولید یک محصول چه مقدار آب مصرف شده است، مفهوم آب مجازی پاسخ مناسبی ارائه میدهد. اما اگر بخواهیم بدانیم این آب از کجا تأمین شده، چه فشاری بر منابع آب وارد کرده و آیا این شیوه تولید پایدار است یا خیر، باید از ردپای آب استفاده کنیم.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که آینده مدیریت آب در کشاورزی تنها به توسعه شاخصهای جدید وابسته نیست، بلکه به بهکارگیری هوشمندانه این شاخصها در کنار فناوری، سیاستگذاری و مدیریت صحیح بستگی دارد. آب مجازی و ردپای آب زمانی بیشترین ارزش را پیدا میکنند که از یک مفهوم نظری فراتر رفته و به بخشی از فرآیند تصمیمگیری آگاهانه برای حفاظت از منابع آب و تأمین امنیت غذایی تبدیل شوند.
منابع
+Allan, J. A. (1998). Virtual water: A strategic resource, global solutions to regional deficits. Groundwater, 36(4), 545–546.
+Hoekstra, A. Y., & Chapagain, A. K. (2007). Water footprints of nations: Water use by people as a function of their consumption pattern. Water Resources Management, 21(1), 35–48.
+Hoekstra, A. Y. (2017). Water footprint assessment: Evolvement of a new research field. Water Resources Management, 31(10), 3061–3081.
+Mekonnen, M. M., & Hoekstra, A. Y. (2012). A global assessment of the water footprint of farm animal products. Ecosystems, 15(3), 401–415.
بخش نظرات
دیدگاهتان را در ارتباط با این مطلب آموزشی بنویسید!